تبلیغات
زائر - آن کس که تو را شناخت 5
بسم الله الرحمن الرحیم 
پرده ی اول :
دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت ای خدا و ای اله
 
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه  سرت
 
ای خدای من فدایت جان من
جمله فرزندان و خان و مان من
 
تو کجایی تا سرت شانه کنم
چارقت را دوزم و بخیه زنم
 
جامه ات  شویم شپش هایت کشم
شیر پیشت آورم ای محتشم
 
ور تو را بیماریی آید به پیش
من تو را غمخوار باشم همچو خویش

....
پرده ی دوم :
خیلی از ما اگه بخوایم تصورمون از خدا رو توی یه کاغذ نقاشی کنیم ، میشه شبیه یه انسان خیلی گنده . یه انسان بزرگ با بازو های خیلی قوی که باهاشون می تونه هر کاری بکنه ، با چشم ها ی درشتی که به وسیله ی اونها مواظب بنده هاست ، با گوش های عظیمی که کمکش می کنند تا صدای بنده هاش رو بشنوه ...
پرده ی سوم :
وقتی یه انسان تامین روزی یه انسان دیگه رو بر عهده می گیره باید بره و آنچه فرد لازم داره رو تهیه کنه و در اختیارش قرار بده . مثلا وقتی یه پدر تضمین کرده که روزی پسرش رو تهیه میکنه مسلما نیازی نیست پسر تلاشی بکنه و پدر همه چیز رو براش حاضر میکنه .
پرده ی چهارم :
هیچ جنبنده ای روی زمین نیست مگر آنکه خداوند رزق و روزی او را بر عهده گرفته است – سوره هود آیه 6
پرده ی پنجم :
یکی از اصلی ترین مشکلات ما در شناخت خدا اینه که اون رو مانند انسان ها فرض می کنیم .
پرده ی ششم :
خدای روزی دهنده همان خدای آفریننده است . خدای روزی دهنده همون خدایی است که اگه در وجود بنده اش نیازی مثل نیاز به غذا رو  قرار داد پاسخ آن نیاز رو هم در طبیعت خلق کرد . و به انسان نعمت های بزرگی مثل میل و غریضه ، علاقه ی به حفظ خود ، عقل و اختیار عطا کرد تا بتواند به سمت غذایی که در طبیعت برایش قرار داده شده حرکت کند و برای او امکان جذب ، هضم و دفع صحیح این غذا رو فراهم کرد.



[ چهارشنبه 2 مرداد 1392 ] [ 06:16 ب.ظ ] [ محسن جوهری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه