بسم الله الرحمن الرحیم
پرده ی اول حتما شنیده اید که طلبه های قدیم از اینکه علم را برای کسب مال بیاموزند خجالت می کشیدند . آنها خود علم را ذاتا ارزشمند می دانستند . گرچه هنوز هم هستند افرادی که با همین نیت به دنبال علم می روند ، اما به نظر می آید تعداد این افراد نسبت به قبل تغییر محسوسی کرده است ؟ اما واقعا طلبه ای که عمرش را وقف علم آموزی می کرد چرا چنین ارزشی برای علم قائل بود ؟
پرده ی دوم :
و خدا تمام خوبی هایی را که به ذهن تو می رسد و نمی رسد را دارد . هر قدر که این صفات زیبای الهی را در خودت ایجاد نمایی ، به پروردگارت نزدیک تر شده ای . و تو می توانی آنقدر به او نزدیک شوی که ...
پرده ی سوم :
از دوره ی به بعد علم برای انسان غربی تنها وسیله ای بود که به وسیله ی آن بتواند طبیعت را بیشتر به نحوی که دلش می خواهد تغییر دهد .و اگر این این دست بردن و تغییر دادن طبیعت نبود ، علم برای او به هیچ درد دیگری نمی خورد . اما آیا ارزش علم فقط همین بود ؟
پرده ی چهارم :
اگر روزی خدایی نکرده در یک حادثه دستت قطع بشود آیا تو دیگر خودت نیستی ؟ اصلا ایا تو فقط مجموعه ای دو دست و دو پا و اعصاب و سایر اعضای بدنت هستی ؟
پرده ی پنجم :
ماهی ای که همه ی عمرش را در آب گذرانده هیچ وقت معنای آب را نمی فهمد . او فقط زمانی می تواند وجود آب را در اطرافش درک کند که از آب بیرون افتد .
حکایت ما انسان ها هم حکایت همان ماهی است . ما فقط متوجه چیز هایی می شویم که در قید بند مکان و زمان اسیرند .آری ما به این دیلیل معنای نور را متوجه می شویم که طعم تاریکی را چشیده ایم .
پرده ی ششم :
همه ی واقعیت های این دنیا علاوه بر ظاهری که که ما از آنها می بینیم دارای یک حقیقت والاتر نیز هستند و آن اصل وجود آنهاست . این حقیقت والا که محدود به مکان و زمان نیست قابل درک با حواس ظاهری ما هم نمی باشد .
پرده ی هفتم :
ظاهر گناه غیبت در چشم ما چیزی جز چند کلمه ی ساده چیز دیگری نیست ولی آنکه چشمش به حقایق عالم باز شده می بیند که اصل این غیبت خوردن گوشت برادری مومن است .
پرده ی هفتم :
آن طلبه ی از خود گذشته هدف زندگی اش را خوب شناخته بود و می دانست می خواهد که فقط می خواهد به خدایش نزدیک شود . خدای او عالمترین است پس ...
طلبه ی قصه ی ما میدانست که بین  شناختن ظاهر پدیده ها و پی بردن به حقیقت آنها تفاوت از زمین تا آسمان است . پس خوش را تذکیه می کرد تا پرودگار عالم طعم این این حقایق والا را هم به او بشناسد .
پرده ی هشتم :
اما انسان غربی ما خیلی وقت است که حقایق عالم را به فراموشی سپرده و تمام هم و غمش شده است ..
و اینجاست که پایه های تمدنی دروغین شکل می گیرد ...


[ دوشنبه 31 تیر 1392 ] [ 01:21 ب.ظ ] [ محسن جوهری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات